گروه انرژی اقتصاد مدیا – در فوریه ۲۰۲۲، با آغاز عملیات نظامی روسیه در اوکراین، بازارهای جهانی به سرعت واکنش نشان دادند. قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و نگرانی از اختلال در صادرات انرژی روسیه به یکی از مهمترین عوامل التهاب در بازار تبدیل شد. بازارهای سهام در اروپا و آسیا نیز با افت قابل توجهی مواجه شدند و سرمایهگذاران برای کاهش ریسک به سمت داراییهای امن مانند طلا و اوراق خزانه حرکت کردند. در کنار انرژی، بازار مواد غذایی نیز تحت فشار قرار گرفت؛ زیرا روسیه و اوکراین از بزرگترین صادرکنندگان غلات در جهان به شمار میروند.
در بحران اخیر خاورمیانه نیز واکنش بازارها الگوی مشابهی داشته است. افزایش نگرانیها درباره امنیت عرضه انرژی در منطقه باعث شد قیمت نفت بار دیگر روند صعودی پیدا کند و بازارهای مالی با نوسانات بیشتری روبهرو شوند. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت از مسیرهای حیاتی خلیج فارس عبور میکند و هرگونه تنش در این منطقه میتواند به سرعت بر قیمت انرژی در سراسر جهان اثر بگذارد.
با این حال، یکی از تفاوتهای مهم بحران فعلی با جنگ اوکراین در موازنه قدرت منطقهای است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در صورت گسترش تنشها، هزینههای اقتصادی و امنیتی برای آمریکا و اسرائیل میتواند قابل توجه باشد. ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیتهای منطقهای و نقش مهم در معادلات انرژی خاورمیانه، از ابزارهای متعددی برای مدیریت و پاسخ به فشارها برخوردار است؛ عواملی که میتواند توازن این تقابل را پیچیدهتر از بسیاری از درگیریهای دیگر کند.
از نگاه بازارهای جهانی نیز همین واقعیت باعث افزایش سطح ریسک شده است به صورتی که پیش بینیها از نفت 200 دلاری حکایت دارد و شرایط متفاوتی در بخش انرژی نسبت به جنگ روسیه و اوکراین در حال رقم خوردن است. سرمایهگذاران به خوبی میدانند که هرگونه تشدید درگیری در منطقهای که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور میکند، میتواند تبعاتی فراتر از یک درگیری محدود داشته باشد، مسالهای که این روزها به خوبی در جنگ با ایران دیده میشود. به همین دلیل، برخی تحلیلها نشان میدهد که ادامه تنشها لزوماً به معنای فشار یکطرفه بر ایران نیست و حتی ممکن است برای اقتصادهای غربی و متحدان آنها نیز هزینههای قابل توجهی ایجاد کند.
در مقایسه با جنگ اوکراین، که شوکی جدی به زنجیره تأمین جهانی و بازار مواد غذایی وارد کرد، بحران فعلی بیشتر به عنوان یک شوک بالقوه در حوزه انرژی شناخته میشود. از این منظر، هرچه تنشها طولانیتر شود، احتمال افزایش فشار بر بازارهای انرژی و اقتصادهای وابسته به واردات نفت بیشتر خواهد شد و همین مساله باعث میشود تا ایران دست بالاتر را در این درگیریها داشته باشد.
در نهایت، تجربه این دو بحران نشان میدهد که اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و امنیتی وابسته است. در چنین شرایطی، مسیر تحولات منطقهای و نحوه مدیریت تنشها میتواند تعیین کند که آیا بازارها با یک شوک کوتاهمدت مواجه خواهند شد یا با دورهای طولانی از بیثباتی؛ دورهای که ممکن است برای آمریکا و اسرائیل پرهزینهتر از دیگران باشد.



















