اختصاصی اقتصاد مدیا

  • امروز : چهارشنبه, ۲۴ تیر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 15 July - 2026
1
مهرداد بذرپاش

ایران، جنگ ادراک ها را برده است؛ شک نکنید

  • کد خبر : 18001
  • ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۷
ایران، جنگ ادراک ها را برده است؛ شک نکنید
نظر مردم کشور متخاصم علیه ایران را ببینید و آنوقت محکم تر روایت پیروزی کنید. ایران، جنگ ادراک ها را برده است؛ شک نکنید.

در تحلیل جنگ‌ها، تمرکز صرف بر موازنه قدرت نظامی یا تحولات میدانی، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد. وجه تکمیل کنندهی این تصویر، «افکار عمومی» به عنوان یکی از متغیرهای کلیدی در تعیین دامنه، شدت و تداوم درگیری‌های نظامی است. تجربه جنگ‌های عراق و افغانستان نشان داد که حتی در صورت برتری نظامی، فرسایش حمایت اجتماعی می‌تواند مسیر جنگ را تغییر دهد یا آن را متوقف کند. در چنین چارچوبی، بررسی نگرش جامعه آمریکا به جنگ اخیر علیه ایران، نه‌تنها یک مطالعه افکارسنجی، بلکه تحلیلی از ظرفیت واقعی تداوم این درگیری است.داده‌های مجموعه‌ای از نظرسنجی‌های معتبر از جمله ایپسوس، پیو، یوگاو، ماریست و رویترز، در فاصله مارس تا آوریل ۲۰۲۶ (10 اسفند 1404 تا 14 فروردین 1405)، تصویری نسبتاً همگرا ارائه می‌دهند: اکثریت جامعه آمریکا نه‌تنها از این جنگ حمایت نمی‌کند، بلکه نسبت به تداوم آن بدبین است و حمایت اجتماعی برای یک نبرد طولانی‌مدت در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد.

اقتصاد و انرژی: پاشنه آشیل حمایت عمومی
اصلی‌ترین عامل بازدارنده در ذهن شهروند آمریکایی، پیامدهای معیشتی جنگ است. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو (بازه ۱۶ تا ۲۲ مارس ۲۰۲۶) ۶۹٪ آمریکایی‌ها نسبت به افزایش قیمت سوخت ابراز نگرانی کرده‌اند که از این میان، ۴۵٪ «به‌شدت نگران» و ۲۴٪ «بسیار نگران» هستند. تنها ۹٪ از جامعه آماری اعلام کرده‌اند که نسبت به قیمت انرژی نگرانی خاصی ندارند. در همین راستا، نظرسنجی ایپسوس تأیید می‌کند که ۵۶٪ مردم معتقدند این جنگ مستقیماً به وضعیت مالی شخصی آن‌ها آسیب می‌زند و ۶۶٪ انتظار دارند قیمت بنزین در سال پیش‌رو وضعیت بسیار بدتری پیدا کند.

این تمرکز بر هزینه‌های اقتصادی، یک تغییر مهم در الگوی نگرش جامعه آمریکاست: جنگ نه در قالب یک پروژه امنیتی یا ایدئولوژیک، بلکه به‌عنوان یک «تهدید معیشتی» درک می‌شود. این همان متغیری است که در تجربه جنگ‌های گذشته نیز به‌تدریج حمایت عمومی را فرسایش داده است.

بحران اعتماد به مدیریت سیاسی و شکاف های حزبی-نسلی
یافته‌های مربوط به بازه ۲۳ تا ۲۹ مارس ۲۰۲۶ نشان‌دهنده یک شکاف عمیق میان دولت و ملت در مدیریت بحران ایران است. میزان اعتماد به توانایی رئیس‌جمهور در تصمیم‌گیری‌های مربوط به ایران به شدت کاهش یافته است: ۶۴٪ آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند که به تصمیمات وی در قبال ایران اعتماد ندارند (که ۴۲٪ آن‌ها گزینه «اصلاً اعتماد ندارم» را انتخاب کرده‌اند). تنها ۳۵٪ به مدیریت او اعتماد دارند که این رقم نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۱۲ واحد درصد و نسبت به سال ۲۰۲۵ حدود ۹ واحد درصد افت کرده است. این بی‌اعتمادی نشان‌دهنده نبود اجماع ملی برای پیشبرد اهداف جنگی است.با این حال، شاید مهم‌ترین متغیر توضیح‌دهنده افکار عمومی آمریکا، «شکاف حزبی» باشد. داده‌ها نشان می‌دهد که نگرش به جنگ به ‌شدت تابع وابستگی سیاسی است. در نظرسنجی پیو، ۸۸ درصد دموکرات‌ها حمله به ایران را اشتباه می‌دانند، در حالی که ۷۱ درصد جمهوری‌خواهان آن را تصمیمی درست ارزیابی می‌کنند. این شکاف نه‌تنها در ارزیابی اصل جنگ، بلکه در برداشت از روند، پیامدها و حتی اهداف آن نیز دیده می‌شود. با این حال، توجه به داده هایی که متغیر سن و تفاوت های نسلی را در نگرش های حزبی لحاظ کرده اند، نشان می دهد حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز نشانه‌هایی از تردید مشاهده می‌شود.

در واقع داده های نسلی نشان می دهد جمهوری‌خواهان جوان‌تر به‌مراتب انتقادی‌تر از مسنترها حزب هستند؛ برای نمونه، 35 درصد از جمهوری‌خواهان ۱۸ تا ۲۹ ساله معتقدند آمریکا برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان به اندازه کافی تلاش نمی‌کند، در حالی که این دیدگاه در میان جمهوری‌خواهان ۶۵ ساله و بالاتر تنها ۱۳ درصد طرفدار دارد. این اختلاف در موضوع اعتماد به رهبری ترامپ نیز بسیار شدید است: حدود ۸۰ درصد از افراد مسنتر جمهوری‌خواه به توانایی ترامپ در سیاست‌گذاری درباره ایران اعتماد دارند، اما در میان نسل جوان‌تر این رقم به ۴۶ درصد کاهش می‌یابد و در مقابل 54 درصد بی‌اعتمادی خود را اعلام می‌کنند. همچنین، در ارزیابی اثر جنگ بر احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، ۶۷ درصد از جمهوری‌خواهان مسن معتقدند جنگ اثر بازدارنده دارد، در حالی که همین تصور را تنها ۲۵ درصد از جمهوری‌خواهان جوان تأیید می‌کنند؛ نشانی روشن از اینکه نسل‌های مختلف حزب جمهوریخواه، جهان و جنگ را اساساً متفاوت می‌بینند.

تردید در دستاوردهای راهبردی و امنیتی
در سطح راهبردی، افکار عمومی امریکا با نوعی «عدم قطعیت و بدبینی» مواجه است. بر اساس داده‌های پیو، ۴۰ درصد آمریکایی‌ها معتقدند این جنگ در بلندمدت امنیت آمریکا را کاهش می‌دهد، در حالی که تنها ۲۲ درصد آن را موجب افزایش امنیت می‌دانند. همچنین در مورد تأثیر جنگ بر برنامه هسته‌ای ایران، جامعه آمریکا عملاً سه‌پاره است: حدود ۲۷ درصد معتقد به افزایش تهدید، ۲۷ درصد معتقد به کاهش و ۲۹ درصد معتقد به بی‌تأثیر بودن آن هستند. این پراکندگی نشان‌دهنده عدم وجود یک روایت راهبردی قانع‌کننده از سوی دولت است.از سویی دیگر، از روشن‌ترین شاخص‌های محدودیت راهبردی جنگ، مخالفت گسترده با اعزام نیروهای زمینی است. در نظرسنجی‌های مختلف، بین ۶۲ تا ۷۶ درصد آمریکایی‌ها با اعزام نیروی زمینی به ایران مخالف‌اند. این عدد، عملاً یک «خط قرمز اجتماعی» را نشان می‌دهد و دامنه گزینه‌های نظامی آمریکا را به‌شدت محدود می‌کند.. بر اساس داده‌های ایپسوس، ۸۶ درصد آمریکایی‌ها نسبت به جان نیروهای نظامی نگران‌اند و ۷۷ درصد از هزینه‌های مالی جنگ ابراز نگرانی می‌کنند. این ارقام نشان می‌دهد که جامعه آمریکا نه‌تنها نسبت به پیامدهای اقتصادی، بلکه نسبت به هزینه‌های انسانی جنگ نیز حساسیت بالایی دارد.

تمایل به خروج فوری و پایان سریع درگیری
در حال حاضر، فشار افکار عمومی برای پایان دادن قطعی به درگیری، به یک مطالبه اکثریت در امریکا تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجی ایپسوس، حدود ۶۶ درصد آمریکایی‌ها ترجیح می‌دهند جنگ هرچه سریع‌تر پایان یابد، حتی اگر همه اهداف ایالات متحده محقق نشود، در حالی که تنها ۲۷ درصد بر تداوم جنگ تا تحقق کامل اهداف تأکید دارند.

این نسبت، به‌روشنی نشان می‌دهد که «تحمل اجتماعی برای جنگ طولانی» در سطح پایینی قرار دارد؛ شاخصی که در ادبیات علوم سیاسی، یکی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های فرسایش حمایت عمومی است.هم‌زمان، برداشت از روند جنگ نیز فاقد اجماع است. در نظرسنجی یوگاو، تنها ۳۴ درصد معتقدند آمریکا در حال پیروزی است، در حالی که درصد مشابهی وضعیت را «بدون برنده مشخص» ارزیابی می‌کنند. این وضعیت، نشانه‌ای از شکنندگی حمایت اجتماعی محسوب می‌شود.در مجموع، ترکیب این داده‌ها نشان می‌دهد که دولت آمریکا اگرچه ممکن است از نظر فنی، توان ادامه تنش را داشته باشد، اما از نظر «سرمایه اجتماعی» در تنگنای شدیدی قرار دارد. تشدید جنگ، به‌ویژه در فازهای پرهزینه‌تر، با واکنش منفی شدید جامعه‌ای روبروست که نسبت به معیشت خود نگران و به رهبری سیاسی خود بی‌اعتماد است. این روند، «تاب‌آوری سیاسی» واشینگتن را در یک جنگ فرسایشی به شدت زیر سوال می‌برد. افکار عمومی آمریکا به طور کلی، در قبال این جنگ بر چهار پایه اصلی استوار است: نگرانی اقتصادی شدید (به‌ویژه در حوزه انرژی و هزینه‌های زندگی)، بحران اعتماد به مدیریت سیاسی، تردید راهبردی نسبت به اهداف و پیامدهای جنگ، شکاف عمیق حزبی و کاهش اجماع ملی. این چهار مؤلفه در کنار هم، وضعیتی را شکل داده‌اند که در آن «پایداری اجتماعی جنگ» با تردید جدی مواجه است. پیامد این وضعیت برای سیاست خارجی آمریکا قابل‌توجه است. در چنین شرایطی، هرگونه تشدید جنگ—به‌ویژه ورود به فازهای پرهزینه‌تر—می‌تواند به سرعت با واکنش منفی افکار عمومی و افزایش فشارهای داخلی بر دولت همراه شود.

این مسئله به‌ویژه در آستانه رقابت‌های انتخاباتی و در فضای قطبی‌شده سیاست داخلی آمریکا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در واقع آنچه در افکار عمومی آمریکا مشاهده می‌شود، صرفاً مخالفت با یک جنگ خاص نیست، بلکه نشانه‌ای از یک تغییر عمیق‌تر است: کاهش تمایل جامعه به پذیرش هزینه‌های جنگ‌های خارجی. اگر این روند تداوم یابد، نه‌تنها سرنوشت این درگیری، بلکه الگوی مداخله‌گری نظامی آمریکا در آینده نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

لینک کوتاه : https://eghtesad-media.com/?p=18001

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.