اختصاصی اقتصاد مدیا

  • امروز : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴
  • برابر با : Wednesday - 28 January - 2026
0

اصلاحات اقتصادی فقط نباید عادلانه باشند بلکه باید عادلانه نیز به نظر برسند!

  • کد خبر : 17464
  • ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۳
اصلاحات اقتصادی فقط نباید عادلانه باشند بلکه باید عادلانه نیز به نظر برسند!
اصلاحات اقتصادی بدون توجه به سرمایه اجتماعی نه تنها ناکام می‌ماند، بلکه پتانسیل تخریب بلندمدت سیاست‌گذاری را دارد. چالش اصلی نه در چیستی اصلاحات، بلکه در نحوه اجرای آن نهفته است.

 اقتصاد ایران در تنگنای ناگزیر اصلاحات ساختاری قرار دارد، اما تجربه جهانی نشان می‌دهد که هرگونه مداخله در قیمت‌ها، یارانه‌ها یا ساختار بازارهای کلان، بدون توجه به سرمایه اجتماعی – اعتماد عمومی و شبکه‌های همکاری – نه تنها ناکام می‌ماند، بلکه پتانسیل تخریب بلندمدت سیاست‌گذاری را دارد. چالش اصلی نه در چیستی اصلاحات، بلکه در نحوه اجرای آن نهفته است.

اصلاحات اقتصادی در اقتصادهای مداخله‌محور مانند ایران اغلب با مدل شوک درمانی پیوند خورده است؛ حذف سریع یارانه‌ها، آزادسازی ناگهانی قیمت‌ها و تعدیل شدید نرخ ارز. این رویکرد، هرچند ممکن است از منظر تئوری‌های نئوکلاسیک کارآیی را در کوتاه‌مدت افزایش دهد، اما پیامدهای ویرانگری بر سرمایه اجتماعی دارد.

تئوری شوک درمانی و فروپاشی اعتماد نهادی

اصلاحات اقتصادی در اقتصادهای مداخله‌محور مانند ایران اغلب با مدل شوک درمانی پیوند خورده است؛ حذف سریع یارانه‌ها، آزادسازی ناگهانی قیمت‌ها و تعدیل شدید نرخ ارز. این رویکرد، هرچند ممکن است از منظر تئوری‌های نئوکلاسیک کارآیی را در کوتاه‌مدت افزایش دهد، اما پیامدهای ویرانگری بر سرمایه اجتماعی دارد. وقتی تغییرات شدید و غیرقابل پیش‌بینی، دهک‌های متوسط و آسیب‌پذیر را به یکباره تحت فشار قرار می‌دهد، این امر به سرعت به بی‌اعتمادی سیستمی ترجمه می‌شود. کشاورز، تولیدکننده و کارمند، این سیاست‌ها را نه به عنوان اصلاحات کارآمد، بلکه به عنوان تغییر قواعد بازی به ضرر خود تفسیر می‌کنند. این بی‌اعتمادی، هزینه مبادلات آینده، پایبندی به قراردادها و تمایل به مشارکت در طرح‌های دولتی را به شدت افزایش می‌دهد. برای نخبگان اقتصادی، درک این نکته حیاتی است که اعتماد، یک دارایی غیرملموس اما با ارزش افزوده بالاست که با هر شوک ناموفق، مستهلک می‌شود.

یک اصلاح موفق باید از ظرفیت‌های موجود در این سرمایه اجتماعی استفاده کند. به جای تمرکز صرف بر ابزارهای بیرونی مانند کنترل قیمت‌ها، باید از ساختارهای غیرمتمرکز و شفافیت برای هدایت منابع استفاده شود.

سرمایه اجتماعی به مثابه سد دفاعی در برابر تورم ساختاری

در اقتصاد ایران، بخش بزرگی از توزیع منابع و تخصیص کالاها از طریق کانال‌های غیررسمی و شبکه‌های ارتباطی (سرمایه اجتماعی فرودست) صورت می‌گیرد. اصلاحاتی که صرفاً بر تنظیمات قیمتی متمرکز می‌شوند، این کانال‌های غیررسمی را به جای حذف شدن، تقویت می‌کنند؛ زیرا مردم برای حفظ قدرت خرید و دسترسی به کالاهای اساسی، به این شبکه‌ها پناه می‌برند. یک اصلاح موفق باید از ظرفیت‌های موجود در این سرمایه اجتماعی استفاده کند. به جای تمرکز صرف بر ابزارهای بیرونی مانند کنترل قیمت‌ها، باید از ساختارهای غیرمتمرکز و شفافیت برای هدایت منابع استفاده شود. به عنوان مثال، یارانه‌های نقدی باید جایگزین یارانه‌های پنهان قیمتی شوند، اما این جایگزینی باید با مکانیزم‌های نظارتی قوی و شفافیت در سطح محلی همراه باشد تا اطمینان حاصل شود که توزیع بر اساس نیاز واقعی (و نه روابط) صورت می‌گیرد.

اصلاحات اقتصادی فقط نباید عادلانه باشند، بلکه باید عادلانه نیز به نظر برسند؛ این تفاوت در مفهوم عدالت رویه‌ای (Procedural Justice) است.

مفهوم عدالت رویه‌ای در طراحی سیاست‌های تعدیلی

اصلاحات اقتصادی فقط نباید عادلانه باشند، بلکه باید عادلانه نیز به نظر برسند؛ این تفاوت در مفهوم عدالت رویه‌ای (Procedural Justice) است. هنگامی که دولت اقدام به حذف یارانه‌ها یا خصوصی‌سازی می‌کند، اگر فرآیند تصمیم‌گیری، اطلاع‌رسانی، و مکانیسم‌های جبرانی شفاف و قابل پیگیری نباشد، حتی اگر نتایج نهایی برای کل اقتصاد مفید باشد، حمایت عمومی را از دست می‌دهد. در فضای اصلاحات اقتصادی، نخبگان باید از طراحی سیاست‌هایی که شکاف‌های اطلاعاتی بین دولت و مردم ایجاد می‌کنند، پرهیز کنند. شفافیت در مورد چگونگی محاسبه هزینه تولید، معیارهای فروش دارایی‌های دولتی، و مدت زمان اثرات تعدیل بر دهک‌های مختلف، عملاً به عنوان بخشی از خودِ اصلاح عمل می‌کند و مقاومت سازمانی و اجتماعی را کاهش می‌دهد.

یکی از بزرگترین خطرات حفظ نشدن سرمایه اجتماعی پس از شکست یا اجرای ضعیف یک بسته اصلاحی، نهادینه‌سازی مقاومت است. اگر کشاورزان و تولیدکنندگان برای چند دوره متوالی احساس کنند که دولت در زمان افزایش هزینه‌ها (مانند کود یا آب) از آن‌ها حمایت نکرده، در دوره بعدی سیاست‌های تشویقی دولت را نیز جدی نخواهند گرفت.

ریسک نهادینه‌سازی مقاومت و فرصت‌سوزی اقتصادی

یکی از بزرگترین خطرات حفظ نشدن سرمایه اجتماعی پس از شکست یا اجرای ضعیف یک بسته اصلاحی، نهادینه‌سازی مقاومت است. اگر کشاورزان و تولیدکنندگان برای چند دوره متوالی احساس کنند که دولت در زمان افزایش هزینه‌ها (مانند کود یا آب) از آن‌ها حمایت نکرده، در دوره بعدی سیاست‌های تشویقی دولت را نیز جدی نخواهند گرفت. این امر منجر به اثر انتظارات نامعقول می‌شود؛ جایی که سرمایه‌گذاران در برابر هرگونه اصلاح آتی، به دلیل تجربه تلخ گذشته، بیش از حد محتاط یا بیش از حد مطالبه‌گر می‌شوند. حفظ سرمایه اجتماعی به معنای ایجاد یک بافر اعتمادی است که دولت بتواند در مواقع لزوم، برای منافع بلندمدت، هزینه‌های تعدیل کوتاه‌مدت را با رضایت نسبی جامعه به پیش ببرد.

اگر اصلاحات اقتصادی صرفاً در قالب بخشنامه‌ها و بیانیه‌های خشک منتشر شوند، جامعه آن‌ها را به مثابه ابزارهای سرکوب اقتصادی تلقی خواهد کرد.

نقش رسانه‌ها و نخبگان در فروش مفاهیم پیچیده

اصلاحات ساختاری، مانند تعدیل نرخ ارز چند نرخی، اصلاح نظام یارانه‌ای یا تغییر ساختار مالیاتی، مفاهیم عمیقاً فنی هستند. تبدیل این مفاهیم فنی به روایت‌های قابل فهم و متقاعدکننده، وظیفه نخبگان اقتصادی و رسانه‌های تحلیلی است. اگر این مفاهیم صرفاً در قالب بخشنامه‌ها و بیانیه‌های خشک منتشر شوند، جامعه آن‌ها را به مثابه ابزارهای سرکوب اقتصادی تلقی خواهد کرد. ایجاد اجماع نیازمند چارچوب‌بندی مجدد است؛ یعنی نشان دادن این نکته که چرا ساختار فعلی ناکارآمد است، چه هزینه‌های پنهانی دارد و چگونه وضعیت آتی، اگرچه دشوار، اما در نهایت به نفع اکثریت خواهد بود. این فرآیند، پلی میان اتاق‌های فکر و کف خیابان ایجاد می‌کند.

اصلاحات اقتصادی مؤثر در حفظ سرمایه اجتماعی، همواره با یک سند جبرانی قوی همراه هستند. این جبران نباید صرفاً یک اقدام سیاسی برای آرام کردن اوضاع باشد، بلکه باید یک مکانیسم ساختاری برای بازتوزیع عادلانه منافع اصلاحات باشد.

مدل‌های جبرانی هدفمند و بازیابی تدریجی اعتماد

اصلاحات اقتصادی مؤثر در حفظ سرمایه اجتماعی، همواره با یک سند جبرانی قوی همراه هستند. این جبران نباید صرفاً یک اقدام سیاسی برای آرام کردن اوضاع باشد، بلکه باید یک مکانیسم ساختاری برای بازتوزیع عادلانه منافع اصلاحات باشد. برای مثال، درآمد حاصل از فروش یک دارایی دولتی یا افزایش قیمت انرژی باید به صورت شفاف و هدفمند، به زیرساخت‌های تولیدی یا مستقیم به خانوارها بازگردد. بازیابی اعتماد پس از یک شوک، روندی تدریجی است که نیازمند اثبات مداوم حسن نیت دولت از طریق نتایج ملموس در زندگی روزمره مردم است. هر اقدام جبرانی موفق، یک واحد سرمایه اجتماعی مستهلک شده را بازیابی می‌کند و زمینه را برای اجرای مرحله بعدی اصلاحات فراهم می‌آورد. در غیاب این سند جبرانی، هرگونه تلاش بعدی برای اصلاحات، با مقاومت شدیدتری روبرو خواهد شد.

در پایان باید گفت اصلاحات اقتصادی در ایران، اگرچه از منظر کارآیی ضروری است، اما در خلاء اجتماعی قابل اجرا نیست. موفقیت بلندمدت نه با فشار بر قیمت‌ها، بلکه با مهندسی اعتماد عمومی، اجرای شفاف، و طراحی مکانیسم‌های جبرانی قوی تضمین می‌شود. شکست در حفظ سرمایه اجتماعی، تمام دستاوردهای فنی اصلاحات را در معرض ابطال قرار می‌دهد.

لینک کوتاه : https://eghtesad-media.com/?p=17464

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.